چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
همایش " داستان نفت آبادان " به پایان رسید
همایش داستان نفت در آبادان به پایان رسید.حرفهای زیادی دارم که بعدا خواهم زد.فعلا این را داشته باشید :این همایش در تاریخ ۱۳ / ۲/ ۸۸ شروع شد و ۱۵/۲/۸۸ به پایان رسید.
هرچه بود گذشت.آنچه بیشترین بهره ی من از این همایش بود دل خوش داشتن به لوح سپاس و تندیس همایش نبود - که البته لطف برگزار کنندگان شامل حال بنده شد و لوح سپاس و تندیس را مرحمت فرمودند-. بلکه بعد از مدتها دیدار کردن با بزرگانی جون:استاد نجف دریا بندری بود و صفدر تقی زاده و دوست تئاتری ام در آبادان فتح الله اسماعیلی که یاد روزهای برنامه ی " رنگین کمان "رادیو نفت ملی را برایم زنده کرد و دیگر اینکه از محضر این فرهیختگان بسیار استفاده کردم.

در کنار استاد نجف دریا بندری
دیگر اینکه داستان " دو کبوتر زیر باران " منتخب این همایش شد و در کتاب " داستان نفت" و " ارمغان فرهنگی" که ویژه نامه ی همایش بود به جاپ رسید. همین داستان را نیز برای شرکت کنندگانی که از سراسر کشور حضور داشتند خواندم و یکصد جلد کتابم " مثل باران مثل بودن " را روابط عمومی مناطق نفتخیز خریداری کرد و به رسم یاد بود به داستان نویسان عزیز هدیه نمود.شرح بیشتر را به زودی می نویسم. فعلا که باید آماده شوم برای رفتن به بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که " مثل باران َ مثل بودن " در آن محل رونمایی خواهد شد و این در شرایطی ست که فقط یکصد جلد از این کتاب مانده که آنهم نزد انتشارات وزین " سخن گستر " است برای عرضه در نمایشگاه مذکور.
تا وقتی دیگر که بیشتر از این همایش بگویم ... در پناه خداوند بخشنده ی مهربان.
این خبر را هم اکنون از وبلاگ" همایش سراسری داستان نفت" خواندم که عینا نقل می شود:
| ||||||||||||||||
